پرينت

گفتگو با روزنامه همشهری: آموزش هنر بهتر زیستن در فضایی محدود

می دانیم که معماری داخلی، هنری تعریف شده در کشورهای پیشرفته است اما از آنجا که جامعه ما کمتر با این هنر آشنایی دارد از شما می خواهم که در ابتدا تعریفی از این معماری ارائه دهید. آیا براساس این تعریف اطلاعاتی که مردم ما از این هنر دارند، صحیح است یا خیر؟

در ابتدا ترجیح می دهم به مثالی اشاره کنم و سپس درباره تعاریف گوناگون آن صحبت کنیم. اگر به ساختمانی که در 10 واحد ساخته شده نگاه کنید، در هر واحد خانواده ای با شغل و روحیات خاص زندگی می کنند و به نوعی مشاغل گوناگون با شرایط اجتماعی گوناگون در این ساختمان گردهم آمده اند. شکل و نیاز زندگی هر کدام از این افراد با دیگری متفاوت است و این همان است که از آن به نام Life style یاد می کنند. از آن تغییراتی که براساس نیازها و ویژگی های شخصیتی افراد با خانواده در فضای زندگی آنها به وجود می آید با خودشان آن تغییرات را ایجاد می کنند به نام معماری داخل یتعبیر م یشود اما متاسفانه در کشور ما به دلایل گمناگون تلقی نادرستی از معماری داخلی شکل گرفته و حتی در جسلات و کنفرانس های معماری از آن به عنوان دکوراسیون و تزیئنات داخلی یاد می کنند که کاملا نادرست است. هر چند که آرایش و دکوراسیون موضوعی بسیار حائز اهمیت است ولی تنها بخشی از معماری داخلی است و نمی توان از آن با معماری داخلی یکسان دانست. بر این اساس تعریف معماری داخلی دیدگاهی ارتقایی در معماری است. این هنر آموزش بهتر زیتسن را در فضایی محدود به آدمی برای زندگی در فضای مسقف می دهد در واقع ورود جان زندگی به فقاضی معماری است. این هنر زندگی مناسب را با توجه به فرهنگ مصرف کننده و مخاطبش شکل می دهد و کوششی تجربی محسوب می شود که در اهلی کردن فضای زندگی تاثیر گذار است.
به عبارتی دیگر می توانم بگویم که معماری داخلی با ذره بین درشت نماتر از ذره بین معمار به جزئیات فضای زیست انسان می نگرد و بالاخره این هنر می کوشد فضای مرده قدیمی و باستانی را نیز احیا کند.

از آنجا که آموزش این هنر در دانشکده های هنری صورت نمی گیرد و در واقع شاید به صورت انفرادی، استادان این هنر همانند شما به آموزش این هنر می پردازند. وضعیت آموزش معماری داخلی را در کشور چگونه ارزیابی می کنید؟ اساسا چرا در دانشکده های هنری این رشته تدریس نمی شود؟

پس از انقلاب، این رشته به طور کلی به اتهام تجملاتی بودن از بین رفت و 25 سال بعد همزمان با برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی دوباره نیاز به آن احاسس شد. از حدود یک سال پیش در یک یا دو دانشکده این رشته راه انداز شده و در مقطع کارشناسی ارشد تدریس می شود در حالی که باید این رشته از مقعطع کاردانی تدریس شود. هر چند که در این دوره ها بیشتر به همان تزئینات و دکوراسیون داخلی توجه می شود تا معماری داخلی ولی فکر می کنیم هر گامی در این زمینه گامی رو به جلو است در این زمینه خود من نیز طراحی را برای تاسیس دانشکده های مجرد و مستقل برای معماری داخلی ارائه داده ام و برخی نامه نگاری های آن نیز انجام شده ولی متاسفانه ده ها نام من در این زمینه بدون پاسخ باقی مانده است. این در حالی است که از کشور فرانسه از طرف متخصصان یارانی برای همین فعالیت من تقدیر نامه ارسال شده است.

چرا معماری داخلی در دانشکده های هنری مورد توجه مسوولان قرار نمی گیرد؟

در دوران پس از انقلاب اسلامی برخی مسوولان در راس کار قرار گرفتند که به راستی لایق آن جایگاه نبودند. آنها سعی کردند الگویی از انقلاب هایی همچون انقلاب فرانسه داشته باشند به همین دلیل در حیطه فرهنگ همه چیز را نابود کردند. از جمله آنکه با متهم کردن رشته معماری داخلی به رشته ای تجملاتی و در ارتباط با سر مایه داری آن را ریشه کن کردند. از سوی دیگر در جامعه ما موضوعی وجود دارد که من آن را نشستن بر تاوه جسد می نامم. زمانی که معماری داخلی در دنیا رواج خود را آغاز کرد معماران ما سعی کردند تا معماران داخلی را به شرکت های خود جذب کنند و به نوعی معماری داخلی را به استخدام خود در آورند که برخی معماری داخلی از جمله خود من آن را نپذیرفتم. این جدال باعث تحقیر معماری اخلی شد و تا آنجا پیش رفت که حتی برخی از معماران بی سابقه ما از معماری داخلی به عنوان دکوراسیون داخلی نام می برند.

فکر می کنید چرا از زمان بعد از انقلاب تاکنون هنوز نتوانتسته ایم دانشکده معماری داخلی در دانشگاه های کشورمان داشته باشیم؟

همانطور که در صحبت هایم به آن اشاره کردم قبل از انقلاب در دانشگاه هنر فعلی رشته با اهمیتی به نام معماری داخلی وجود داشت اما متاسفانه بعد از انقلاب در این دانشگاه رشته معماری دیگر تدریس نشد. از آنجا که این رشته همچون سایر رشته های هنری از اهمیت برخوردار است. می تواند مجددا در میان این رشته راه اندازی و حتی در حد دانشگاه معماری داخلی تاسی شود. پیشنهادم به روسای بانک های عدیده ای که خوشبختانه تعدادشان این همه زیاد شده است این است که به شکرانه فعالیت های مطلوبشان اقدام به تاسیس و گشایش دانشکده مجردی به نام معماری داخلی بکنند در این دانشکده می توان به دو زبان خارجی تدریس کرد تا از کشورهای همسایه و منطقه دانشجوی این رشته را هم پذیرفت. برای این کار از برنامه ریزی تا ساخت و ساز و راه اندازی آن می توانم عهد بدهم که هر گونه کاری که از دستم بر می آید انجام دهم و همین جا سوددهی آن را تضمین می کنم.

آیا به خاطر بودجه و هزینه بالای معماری داخلی این هنر مورد توجه مسوولان دانشکده های هنری قرار نمی گیرد مسوولان دانشکده های هنری قرار نمی گیرد با این بی توجهی در دانشکده ها متوجه دلایل دیگری است؟

تمام کارهای فرهنگی در همه جای دنیا از نظر مالی هزینه بر بوده و با ضرر همراه است. مقوله های فرهنگی در یک سو باعث ارتقای سطح فرهنگ می شوند. بنابراین باید در سویی دیگر هزینه ای در بر داشته باشند. ولی درباره این دانشکده من دو طرح دارم که نه تنها ضرری در بر نخواهد داشت، بلکه سودآور نیز خواهد شد. در مرحله نخست ما تعدادی دانشجو می پذیریم که همزمان با آموزش با دست خود به ساخت دانشکده می پردادزند. این امر باعث خواهد شد تا پس از چهال سال هم دانشکده ساخته شود و هم دانشجویان با تجربه ای در خور فارغ التحصیل شوند. از سوی دیگر برای تهیه هزینه های دانشکده با قرارداد طراحی و اجرای معماری داخلی با تمام تشکیلات و دستگاه های دولتی می توان از همین دانشکده کمک گرفت این کار در حال حاضر به وسیله فروشگاه های تزئیناتی و در پایین ترین سطح سلیقه صورت می گیرد و گران تر هم تام می شود.

می دانیم برای توجه به پدیده هنری و استقبال کردن یا استقبال نکردن از هنرها همواره علوم روانشناسی و جامعه شناسی مورد نظر قرار می گیرند و در این نوع مباحث این علوم از اهمیت ویژه ای برخوردار می شوند. این هنر تا چه اندازه از علومی همچون روانشناسی و جامعه شناسی بهره می برد؟


شناخت کارفرما و خصوصیات و شکل زندگی افارد در معماری داخلی حائز اهمیت بسیار است. نخستین کار معمار داخلی برای طراحی باید شناخت ویژگی ها و نیازهای شخصی افرادی باشد که باید در فضای مورد نظر زندگی یا کار کنند و طراحی معماری داخلی باید براساس همین نیازها صورت بگیرد.

طراحی نور رنگ و این قبیل از مسائل در چیدمان داخلی اهمیت زیادی دارد. چگونه می توان این عناصر را به نوعی عماهنگی برای ایجاد فضایی بهتر رساند؟

یکی از رسالت های معماری داخلی هماهنگی نیازهای روانی بصری انسان است. رنگ ها می توانند در رامش تحریک اشتها و سایر مسائل روانی و حتی فیزیولوژیک تاثیرگذار باشند. زمانی که نوعی هارمونی میان رنگ فضا و اسباب و اثاثیه ایجاد می شود می تواند زندگی را با کادر در فضای مورد نظر را با لذت و آرامش همراه کند کتابی را در حال حاضر نوشته و در دست تدوین دارم که در صورت امکان آن را چاپ خواهم کرد که نام آن «افسون رنگ در معماری داخلی است که دقیقا و با تفصیل به همین مقوله خیلی مهم می دارد. با تجربه خودم رنگ هایی را که انسان در آن احساس راحتی بیشتری می کند. همچون طیف سبز طیف زرد و لیمویی و طیف گل بهی یافته ام و در طراحی ها بیشتر از آنها استفاده می کنم ولی رنگ هایی همچون بنفش، قرمز و یا نارنجی را باید بسیار با احتیاط به کار برد. رنگ ها چنان تاثیری در روان انسان دارند که باید بسیار مطالعه و بررسی شده با آنها برخورد کرد.

با توجه به توضیحات شما، معماری داخلی در دنیا و در نزد افشار جامعه چه جایگاهی دارد؟ آیا مردم دنیا برای این هنر ارزش ویژه ای قائل هستند؟

اگر بخواهیم در این زمینه صحبت کنیم، سخن فراوان است. معماری داخلی چنان اهمیت روز افزونی در دنیا یافته که برای ساخت یک ساختمان در نخستین جلسات کارفرما معمار و معمر داخلی به طور همزمان مشورت می نشینند و نیازها را بررسی می کنند.
به طور کلی اهمیت و جایگاه معماری داخلی در زندگی امروز چیست؟
اگر آمار بگیرید شاید بیش از 95 درصد زمان اسنان امروز در فضای بسته یعنی داخی سپری می شود. حجتی در درون اتومبیله ا نیز شمابا فضای داخلی مواجه هستید بشر در سری ارتقایی به جایی رسیده که برنامه ریزی هزاره سوم را برای امکان زیستن در کائنات پیش رو دارد. از سوی دیگر مساحت کره زمین ثابت ولی نفوس در حال ازدیاد هستند. بنابارین روز به روز فضای کمنتری برای زندگی در اخیتار داریم. همین امر نگاه تیزبین ذره بین و درشت نماتری را ایجاب می کند. نکته دیگری که وجود دارد این است که معماری داخلی به هیچ وجه تجمل گرایی و تحمیل هزیه گزاف نیست. کسی که در دنیای امروز و در فضای زندگی خود دارای دو اتاق است. باید بداند که چگونه از کوچکترین سانتیمترها استفاده کند و از فضاها لذت ببرد؛ پس ملاحظه می فرمایید که اهمیت این تا چه حد می تواند باشد.

وضعیت آموزش معماری داخلی به شکل خصوصی چگونه است؟

آموزش معماری داخلی به طور کلی بسیار محدود در کشور انجام می شود و بیشتر در قالب همین دوره هایی است که به وسیله دانشگاه ها صورت می گیرد که برخی جزو مواد درسی روزمره هستند و دیگر کلاس هایی که به صورت شبانه و بدون انتظار اخذ مدرکی در دانشگاه ها برپا می شوند.
ضمنا بعضی وقت ها با خود می گویم که ای کاش فرهنگستان ما در زمره کارهای خودش نامی بهتر و در خور برای معماری داخی پیدا می کرد. زیرا این هنر نیاز به داشتن نامی ظریف تر از این دارد و مدت هاست که فکر کرده ام اگر آن را پیرایش درون بنا می گذاشتیم بهتر بود.
از حضور شما در این گفت و گو سپاسگزارم.